عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

87

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كه بيگانگانيد . و درين آيت مؤمنانرا كه اهل محبت‌اند بشارتست ، و امان از عذاب ، به آنچه گفت : فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ ، ميگويد اگر دوستانيد پس چراتان بگناهان بگيرد ، و عذاب كند . دليل است كه هر كه مؤمن بود و محب ، او را بگناهان نگيرد ، و عذاب نكند . يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ الآية - اين باز منتى ديگر است كه بر مؤمنان مينهد ، و نعمتى عظيم كه با ياد ايشان ميدهد ، كه پس از روزگار فترت و پس از آنكه اسلام روى در حجاب بىنيازى كشيده بود ، و جهان ظلمت كفر و غبار بدعت گرفته ، و باطل بنهايت رسيده ، رسولى فرستادم بشما كه دلهاى مرده به دو زنده گشت ، و راههاى تاريك بوى روشن شد . رحمت جهانيان است و چراغ زمين و آسمان ، پدر يتيمان ، و دل دهندهء بيوه زنان ، و نوازندهء درويشان ، و پناه عاصيان . عائشهء صدّيقه گفت : شبى چيزى همى دوختم . چراغ فرو مرد ، و سوزن از دستم بيفتاد ، و ناپديد گشت . رسول خدا ( ص ) درآمد ، و بنور وى و صورت زيبا و چهرهء با جمال وى همه خانه روشن گشت ، و بدان روشنايى سوزن بازيافتم . عائشه گفت : پس گريستنى بر من افتاد ، گفت : يا عائشه : ايدر جاى شاديست نه جاى گريستن . چرا ميگريى ؟ گفتم : يا محمد بدان بيچاره ميگريم كه فردا در قيامت از مشاهدهء كريم تو باز ماند ، و روى نيكوى تو نبيند . آن گه گفت : يا عائشه ! دانى كه در قيامت از ديدار من كه بازماند ؟ آن كس كه امروز نام من شنود ، و بر من درود ندهد ، و به موسى كليم وحى آمد كه : يا موسى ! بنى اسرائيل را بگوى كه دوسترين خلق من به من ، و نزديكترين ايشان به من آنست كه محمد را دوست دارد ، و وى را راستگوى دارد ، اگر او را بيند يا نبيند . وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ - فرق است ميان امتى